خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود - حسین منزوی - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 4:21
خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من دل مغرورم پریدو پنجه به خالی زد که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری که هر دو باورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود گل شکفته خداحافظ اگرچه لحظه دیدارت شروع وسوسه ای در من ب
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون - مولانا - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 4:21
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت میکنیم - شیخ بهایی - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 3:30
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم! غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنیم! کودکی جان می دهد از درد فقرو ما هنوز… چشم می بندیمو هرشب ,خواب راحت می کنیم! عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود… ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم! ما که بردیم آبرو از " عشق " پس دیگر چرا… " عشق " را با واژه
شعر ماه و ماهی - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 3:25
تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی.. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! xa0 آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. xa0 پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! xa0 ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار! هشدار! که آرامش ما را نخراشی.. xa0 هرگز به تو دستم نرسد ماه...
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان - شیخ بهایی - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 3:25
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان که صبح وصل نماید در آن، شب هجران xa0 شبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشید سیاه روی نماید چو خال ماهرخان xa0 ز آه تیرهدلان، آنچنان شده تاریک که خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکان xa0 زمانه همچو دل من، سیاه روز شده گهی که سر کنم از غم، حکایت دوران xa0 ز جوریار اگر شکوه سرکنم، ز...
دهاتی !!! - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 3:25
هر موقع خواستین از لفظ دهاتی برای تحقیر استفاده کنین بدونین دهاتیxa0 یعنی رنگها وموسیقی شاد یعنی تنوع زیبای لهجه ها یعنی تمدن اصیل یعنی جایی که انسانیت دارای ارزش است، نه پول و مادیات...! (blackletter.blog.ir) (telegram.me/blackletter1)
نوید آشنایی میدهد چشم سخنگویت - وحشی بافقی - تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 20:53
نوید آشنایی میدهد چشم سخنگویت گرفته انس گویا نرمیی با تندی خویت xa0 بمیرم پیش آن لب، اینچنین گاهی تبسم کن بحمدالله که دیدم بی گره یک بار ابرویت xa0 به رویت مردمان دیده را هست آنچنان میلی که ناگه میدوند از خانه بیرون تا سر کویت xa0 شرابی خوردهام از شوق و زور آورده میترسم که بردارد مرا ناگاه و بیخود آ...
نگار خانه - دلم میخواد داد بزنم - تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 20:53
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ترک سر کردم ز جیب آسمان سر بر زدم - صائب تبریزی - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 14:49
ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم بی گره چون رشته گشتم، غوطه در گوهر زدم xa0 صبح محشر عاجز از ترتیب اوراق من است بس که خود را در سراغ او به یکدیگر زدم xa0 شد دلم از خانهٔ بی روزن گردون سیاه همچو آه از رخنهٔ دل عاقبت بر در زدم xa0 آن سیه رویم که صد آیینه را کردم سیاه وز غلط بینی در آیینهٔ دیگر زدم x...
دلا در عشق تو صد دفترستم - باباطاهر - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:31
دلا در عشق تو صد دفترستم که صد دفتر ز کونین ازبرستم منم آن بلبل گل ناشکفته که آذر در ته خاکسترستم دلم سوجه ز غصه وربریجه جفای دوست را خواهان ترستم مو آن عودم میان آتشستان که این نه آسمانها مجمرستم شد از نیل غم و ماتم دلم خون بچهره خوشتر از نیلوفرستم درین آلاله در کویش چو گلخن بداغ دل چو س
این قافله عمر عجب میگذرد - خیام - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:31
[unable to retrieve full-text content]xa0این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد (خیام)
فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس - سید مهدی موسوی - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:31
فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری! به خواب رفتمت از گریـــــه های تکراری تماس های کسی ناشناس از خطّ ِ ... بــــه استخوان ِ سرم زیر حرکت ِ مته که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید که می شود بـــه تو چسبید و بعد جیغ کشید که می شود وسط
همسفر - ایرج جنتی عطایی (اختصاصی "ادبیات سیاه") - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:31
تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته xa0نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته xa0تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی اهل هر جا که باشی xa0قاصد شکفتنی xa0توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی xa0پاکی آبی یا ابر xa0نه خدا یا شبنمی xa0قد آغوش منی xa0نه زیادی نه کمی xa0منو با خودت ببر xa0م...
دلیل نبودن اسم کوروش و دیگر شاهان هخامنشی در شاهنامه - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:31
دلیل نبودن اسم کوروش و دیگرشاهان هخامنشی در شاهنامه! پس از فروپاشی هخامنشیان حکومت به دست بیگانگان سلوکی افتاد و حساب و دیوان به خط یونانی درآمد xa0و پس از نزدیک به صد سال از حکومت سلوکیان خط میخی کنار رفت و با روی کار امدن پارتیان هم خط یونانی توسط پادشاهان اشکانی مورد استفاده بود اواخر حکومت اشکان
تو آن عهدی که با من بسته بودی - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:31
[unable to retrieve full-text content]تو آن عهدی که با من بسته بودی ... xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0مگر بهر شکستن بسته بودی...! تو سنگین دل چرا از روز اول... نگفتی دل به رفتن بسته بودی؟... #ناشناس
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی - خیام - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:57
[unable to retrieve full-text content]شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی. هر لحظه به دام دگری پابستی؛ گفتا؛ شیخا، هر آنچه گویی هستم، آیا تو چنانکه مینمایی هستی؟ (خیام)
داستان قورباغه ناشنوا - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:57
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست، شما به زودی خواهید مرد! دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کو
هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد -سعدی - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:57
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چرا رفتی چرا من بیقرارم - سیمین بهبهانی - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:57
چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم خیالت گر چه عمری یار من بود امیدت گر چه در پندار من بود بیا امشب شرابی دیگرم ده ز مینای حقیقت ساقرم ده چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم به سر
حاکم ظالم به سنان قلم - سعدی - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 18:52
حاکم ظالم به سنان قلم دزدی بیتیر و کمان میکند گله ما را گله از گرگ نیست این همه بیداد شبان میکند آنکه زیان میرسد از وی به خلق فهم ندارد که زیان میکند چون نکند رخنه به دیوار باغ دزد، که ناطور همان میکند (سعدی)

برچسب‌های مرتبط

کدامین چشمه سمی شد | کدامین چشمه سمی | کدامین چشمه سمی شد شعر | قصه اینجاست که شب بود | آمده ام که سر نهم | آمده ام که سر برم | آمده ام که سر نهم mp3 | داستان عابد و زن بدکاره | داستان عابد زاهد و زن بدکاره | داستان مرد عابد و زن بدکاره