چو موجی خیره سر کز ترس طوفان - کارو - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 2:12
چو موجی خیره سر، کز ترس طوفان نفس گم کرده در پهنای سینه سر خود می زند در پیچش مرگ به موج افکن، پر و بال سفینه به قدری کوفتم با دست حسرت به درب باغ عشق بی زمینه که دستم بر جبین بخت بدبخت بخاری تار شد در پود پینه و قلبم در سکوت بی جوابی به زاری سنگ شد در تنگ سینه و من در بستر خاموش یک درد... نحیف و زا...
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند - حافظ غزل شماره 192 - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 2:11
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس گفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند پیش کمان ابرویش لابه همی کنم ولی گوش کشیده است از آن گوش به من نمی کند با همه عطف دامنت آیدم ...
مهدی موسوی - ناگهان زنگ میزند تلفن ناگهان وقت رفتنت باشد - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:33
ناگهان زنگ می زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد... مرد هم گریه می کند وقتی سر ِ من روی دامنت باشد بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات واقعا عاشق خودش باشی، واقعا عاشق تنت باشد روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست، دشمنت باشد دل به آبی آسمان بدهی، به ه...
حسین پناهی - از شوق به هوا - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 2:34
به ساعت نگاه می کنم: حدود سه نصفه شب است چشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره می روم سوسوی چند چراغ مهربان وسایه های کشدار شبگردانه خمیده و خاکستری گسترده بر حاشیه ها و صدای هیجان انگیز چند سگ و بانگ آسمانی چند خروس از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام و خوشحال که هنوز ...
وحشی بافقی - همخواب رقیبانی و من تاب ندارم - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:33
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم بی تابم و از غصه این خواب ندارم زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود درمانده ام و چاره این باب ندارم آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم ساقی می صافی به حریفان دگر ده من درد کشم ذوق می ناب ندارم وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست غیر از چه زند ط...
محمد علی بهمنی - خرچنگ های مردابی - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 22:17
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباورخیال پرست ؟ به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده ام به کمالی که جز انالحق نیست کمال...
داستان بخشندگی کوروش کبیر - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 0:14
روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به ر...
کارو - بخواب ای دختر نازم به روی سینه ی بازم - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 12:01
ببار ای نم نم باران، زمین خشک را تر کن سرود زندگی سر کن دلم تنگه... دلم تنگه... بخواب ای دختر نازم، به روی سینه بازم که همچون سینه سازم همش سنگه... همش سنگه... نشسته برف بر مویم، شکسته صفحه رویم خدایا؛ با چه کس گویم ؛ که سر تا پای این دنیا همش ننگه... همش ننگه... کارو
درد عشقی کشیدم که مپرس - غزل شماره 270 دیوان حافظ - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:04
در عشقی کشیده ام که مپرس زجر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام که مپرس آن چنان در هوای خاک و درش می رود آب دیده ام که مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس سوی من لب چه میگزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس بی تو در کلبه گدایی خویش رنج های کشیده ام ک...
فاطمه اختصاری - بکنیم - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:55
پالام پولوم پیلیچ باز دست تو رو شد که گرگ هستی و باید فرار را بکنیم به جاهای دورتری از حیاط از خانه کنار جادهی فرعی قرار را بکنیم بدون هر چه اضافیست پیش هر اتوبوس بایستیم و با هم سوار را بکنیم درون صندلی سفت پشت شیشهٔ مات دچار دلهرهها انتظار را بکنیم به ناکجا برسیم از کجا ادامه دهیم در ایستگاه سر شب...
احمد شاملو - مرگ نازلی - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 22:28
نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفت در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر دست از گمان بدار! با مرگ نحس پنجه میفکن! بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار... نازلی سخن نگفت، سر افراز دندان خشم بر جگر خسته بست رفت *** نازلی ! سخن بگو! مرغ سکوت، جوجه مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته ست! نازلی سخن نگفت چو خورشید...
تومور2 - علیرضا آذر - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 9:34
زندگی یک چمدان است که می آوریش بار و بندیل سبک می کنی و می بریش خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم چمدان دست تو و ترس به چشم...
خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است - مهدی موسوی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 10:19
خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته است خـودم و جـدّم و جــدّ پـــدرم سوختـــه است خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم خواستـــم از همــه ی مرحلـه ها پرت شوم وسط گریه ی من رقص جنوبی کردیم کامپیوتر شدم و بازی ِ خوبی کردیم کسی از گوشی مشغول، به من می خندید آخـــر مرحله شد، غــــول به من می خندید! دل به تغی...

برچسب‌های مرتبط

کدامین چشمه سمی شد | کدامین چشمه سمی | کدامین چشمه سمی شد شعر | قصه اینجاست که شب بود | آمده ام که سر نهم | آمده ام که سر برم | آمده ام که سر نهم mp3 | داستان عابد و زن بدکاره | داستان عابد زاهد و زن بدکاره | داستان مرد عابد و زن بدکاره