صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
یغما گلرویی - آدمای ساده
درباره سایت
آخرین مطالب
تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی
از زمانی که تورا بین خلایق دیدم - حسین طاهری
نازنین جامه ی خوبت را بپوش - احمد شاملو
آه از آن رفتگان بی برگشت - هوشنگ ابتهاج
کانال تلگرام رمان
شعر گرگ از فریدون مشیری
بوی سیگار شدیدی آمد - میلاد عبدی
بر فراز آسمان ها - اردلان سرفراز
استخدام نویسنده - یک کار داوطلبانه
تفسیر غزل 94 حافظ
امکانات وب
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد - حافظ غزل شماره 143
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما می کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
این همه شعبده خویش که می کرد این جا
سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد
برچسب:
نویسنده: حامد قنبریپور
تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:53
صفحه بندی
آرشیو مطالب
ارديبهشت 1403
مهر 1401
ارديبهشت 1401
آذر 1399
خرداد 1399
آذر 1397
تير 1397
ارديبهشت 1397
آذر 1396
آبان 1396
مهر 1396
شهريور 1396
مرداد 1396
تير 1396
خرداد 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
بهمن 1396
دی 1396
آبان 1395
مهر 1395
اسفند 1395
دی 1395
پيوندهای روزانه
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
خرید لایسنس نود 32
تبادل لینک با ما
بیت کوین
هاست ایمیل
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه