یک شبی در راه دوری، گرگ پیری بر زمین افتاد و مرد...
لاشهٔ گندیدهٔ آن گرگ را کفتار خورددر دل غار کثیفی پیر کفتار، زمین مرگ را بوسید و خفت...قاصدی این ماجرا را با کرکسان زشت گفتجسم گند آلود کفتار را کرکسان، غارتگران خوردند...لرزه بر دامان کوه افتادسنگها بر روی هم هموار گشتکرکسان هم جملگی مردند...
برچسب: یک شبی در سنگرم هوس,یک شبی در سنگرم,یک شبی در سنگرم هوای,
نویسنده: حامد قنبریپور
تاريخ: شنبه
11 دی
1395 ساعت: 20:42