خرید بک لینک

شاید از خوشْبختیِ منه ،

که تمومِ چراغای سَرِ راهِ این ماشین

جَلدی سبز میشن !

شایدَم از بدبختیم !

تمومِ عمر ،

کارم شکستنِ چراغای قرمز بود !

من که عُمریُ با رنگِ خونیِ چراغای قرمز جنگیدم ،

دیگه از سبز شُدنِ چراغِ چهاراهای سَرِ راهَم

کیفور نمیشم !

آخه دستام تو دستْبنده وُ

تو یه ماشینِ حملِ زندونیام ،

که مقصدش میدونِ تیره !

این چراغای سبز ،

این چراغای سبزِ لعنتی دارن دَم به دَم

منُ به ساعتِ سُرخِ تیربارون نزدیک میکنن !




برچسب: نویسنده: حامد قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 2:12

صفحه بندی