خرید بک لینک

شوری ز شراب خانه برخاست

برخاست غریوی از چپ و راست

تا چشم بتم چه فتنه انگیخت؟

کز هر طرفی هزار غوغاست

تا جام لبش کدام می داد؟

کز جرعهاش هر که هست شیداست

ساقی، قدحی، که مست عشقم

و آن باده هنوز در سر ماست

آن نعرهٔ شور همچنان هست

وآن شیفتگی هنوز برجاست

کارم، که چو زلف توست در هم

بیقامت تو نمیشود راست

مقصود تویی مرا ز هستی

کز جام، غرض می مصفاست

آیینهٔ روی توست جانم

عکس رخ تو درو هویداست

گل رنگ رخ تو دارد ، ارنه

رنگ رخش از پی چه زیباست ؟

ور سرو نه قامت تو دیده است

او را کشش از چه سوی بالاست؟

باغی است جهان، ز عکس رویت

خرم دل آن که در تماشاست

در باغ همه رخ تو بیند

از هر ورق گل، آن که بیناست

از عکس رخت دل عراقی

گلزار و بهار و باغ و صحراست

#عراقی



برچسب: برخاست,عراقی, نویسنده: حامد قنبری‌پور تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 14:52

صفحه بندی